در فرهنگ لغات جویبار به جائی گفته شده که جویها یا نهرهای زیادی جاری باشد و از تلاقی و بهم پیوستن آنها جوی بزرگی شکل گیرد. در شهرستان جویبار جوی های زیادی که سر منشأ اکثریت قریب به اتفاق آنها از خارج محیط جویبار بوده و از جهت های جنوب و شرق و غرب وارد محدوده جغرافیائی جویبار می شدند و در انتهاء محدوده آبریزی بعضاً به دریا متصل می گردیدند و مابقی به آب بندانها در طول مسیر جریان که از آن رود و جوی ها فعلاً تنها یک رودخانه تقریباً دائمی سیاهرود و یک رودخانه فصلی کشر یا خانی رود و دو جوی یا نهر که از چشمه های گذرخان و یخ چاه نوجه سر ساری سرچشمه می گیرند، وجود دارند. مابقی رودخانه ها یا نهرها بدلیل مختلف از بین رفته اند.

زمینه احیاء هیچ یک از آن رودها و نهرها به جز یک مورد رود یا نهر چپ کیله امکان پذیر نیست. به چند مورد از رودها و نهرهای متروک، که فقط اسمی از آنها باقی مانده اشاره ای می کنیم و می گذریم. رودخانه ازاربول که از باغبان محله به سمت آیشهای لی لم شاه کلا و پائین کاله جریان داشت و در نهایت با عیور از آبادی های پائین دست به دریا متصل می گردید و رودخانه حسن بول که از کلاگر محله می گذشت و سرانجام به دریا وصل می گردید، آنگونه که بعضی از پیران و سالمندان تعریف می کردند، رودخانه بزرگ و دائمی بود.

امّا گیل خواران، مرحوم دهخدا در لغت نامه خود پس از اشاره به محدوده جغرافیائی گیل خواران(محدوده جغرافیائی گذشته جویبار) شرحی کوتاه در مورد آن و مردمانی که به این واژه مشهورند مجازاً واژه گیل را به مردمانی جنگاور و کار زای و افراد شجاع و دلیر در ادبیات فارسی بیان نموده و در معنی شجاع و دلیر جنگاور مستعمل شده است.

امّا واژه خوار که در زبان مازندرانی استفاده می شود و با حروف خ،و،ا،ر نوشته می شود، که ریشه در زبان طبری کهن طبرستان یا مازندرانی با محدوده جغرافیائی و تاریخی اش دارد، و به معنی خوب می باشد.

با این توضیح مختصر باید بگوئیم با توجه به شواهد و اسناد تاریخی مکتوب قدمت تاریخی شهرستان جویبار از نظر وجه تسمیه به دو اسم جویبار و گیل خواران با توجه به موقعیت طبیعی مردمان ساکن در آن به صدر اسلام یا پیش از آن برذ می گردد، که در مورد وجه دوم در صورتی می توان با اطمینان سخن گفت که حداقل یک سند مکتوب تاریخی معتبر بدست آورد.(یعنی اینکه آیا جویبار و گیل خواران قبل از اسلام نیز با همین دو نام مشهور بود یا نه)